به نام او که از نیست هست آفرید
سلام
بالاخره بعد از مدت های طولانی برگشتم جالبه که هر وقت بعد از مدت ها میام و اینجا می نویسم حس میکنم چقدر بزرگتر شدم...
توی این مدت واقعا تحولات عظیمی توی زندگیم رخ داد..
این تابستون بالاخره بعد از 3 سال دوندگی موفق شدم برای 21 روز برم خونه خاله!! البته خونه خاله رفتن من فکر کنم پرماجرا ترین مهمونی عمرم بود!آخه خونه خاله اینا ایران نیست توی بلژیک زندگی میکنند و از اونجائی که ما ایرانی ها تو دنیا از اعتبار ویژه ای برخورداریم!! با مشقت فراوان ویزا میدهند اما بالاخره موفق شدم!!
راستش وقتی از سفارت تماس گرفتند که با تقاضای ویزاتون موافقت شده اصلا باورم نمیشد!! این مدت 21 روز خیلی چیز های جدید یاد گرفتم خصوصا این که همنشینی کلودین عزیز یا به تعبیری(خاله کلودین) دوست خالم باعث شد کلی با فرهنگ و هنر اروپا آشنا بشم کلودین خانومی مسن پرنشاط متشخص و سرشار از اطلاعات فرهنگیه.. مصاحبت باهاش برای من واقعا لذت بخش بود من عاشق اطلاعات تاریخی و ادبی و فرهنگی هستم و تونستم از ایشون خیلی چیزا یاد بگیرم علاوه بر اینها واقعا به من خیلی درس های زندگی داد اینکه باید به این فکر کرد که چی توی سر آدم هاست نه چی روی سر اونها!!
من توی مدت سفرم برحسب عقیده شخصیم ونه اجبار..سعی کردم همچنان به عقایدم (حجاب و..)پایبند باشم اما واقعا تصور نمیکردم همچنان با اون حجاب اطلاعات و عقاید فرهنگیم شنیده بشه و مورد اقبال قرار بگیره.. وقتی از فرهنگ سرزمینم و اطلاعات تاریخیم و سوابق فعالیت هام براشون صحبت میکردم انگار اشتیاق برای شنیدن ادامه حرفام توی چشماشون موج میزد اما اینجا(ایران) خیلی ها به دلیل اینکه من مانتویی (اما پوشیده )هستم حتی اگر حرفم به حق هم باشه باز هم نمی پذیرند چون حکایت مهم اینجا اینه که چی روی سره..
بگذریم که اگه بخوام بگم مثنوی هفتاد من کاغذه و جز اینکه داغ دلمون تازه بشه چیزی نداره..
خلاصه 5روز اسپانیا(شهر بارسلونا) بودیم اسپانیا واقعا کشور زیبائه ساختمان ها و معماریش فوق العادست به نظرم فرهنگ آدم هاشون از یه نظر هایی به ما شبیهه..
بعد 2 روز فرانسه(شهر پاریس) بودیم فرانسه کشور شلوغیه دیدن برج ایفل و موزه لوور واقعا باور نکردنی بود..
1 روز هم المان(شهر کلن)بودیم اونجا هم هوا فوق العاده تمیز بود..
از شانس خوب من هم توی همه این کشور ها یک برنامه ویژه بود
مثلا آلمان روز انتخابات پارلمان و مسابقه سراسری دوچرخه بود
توی فرانسه کارنوال صلح جهانی از اونجا میگذشت
توی اسپانیا روز ملیشون بود
مدت سفرم 2700 فرم عکس انداختم!!که انشا الله به مرور نمایشگاه میذارم..
خیلی دوست داشتم از اونجا هر روز سفر نامه ام رو تو وبلاگ بذارم اما کم بود وقت و نبود فونت فارسی این اجازه رو بهم نداد و الان هم کنکور..
دوست دارم بعد از کنکور مفصل راجع به سفرنامه ام و... اینجا بنویسم
از اینجا هم از خاله عزیزم و همسرشون و همچنین سینای گلم پسر خاله 3 سالم ومامان و بابای دوست داشتنی خودم از صمیم قلبم تشکر میکنم.. امیدوارم بتونم زحمت های همشون رو یک روز جبران کنم..
ممنون از اینکه تا اخر خوندید
فعلا خدانگهدار
کلمات کلیدی :