یک وجب از آسمان

 

           بـــــــــــه نام خدا          

 

دوستان گلم سلام

اميدوارم كه در حال سپری كردن

بهتر ين روز ها از سال ۸۴ باشدو

امسال رو هم مثل همه سالهای 

ديگه با بهترين خاطره بايگانی كنيد

 

-------------------------------

 

راستش چند روزی بود كه داشتم

به اين فكر می كردم كه توی آپ

ديت جديد يه داستان بنويسم

كه ديروز نويد جان (برادرم رو

می گم كه الان كلاس دومه)

اومد و يه شعری برام خوند كه

جالب بود ومنم تصميم گرفتم

كه اينجا بنويسم اميدوارم كه

شما هم بخونيدو لذت ببريد

 

يك سياره ای كه می توان محكم
واستوار بر آن قدم گذاشت ........
سياره ای  كه از  خاك درست  شده
 سياره ای   كه  توت فرنگی های و حشي
در كنار جاده ها ميرويند...سياره خوشمزه
سياره اي كه هر كس به زبان خود ازغم ها
و شادي هامي گويد ............ سياره عشق
سياره اي كه هركس در آن زنده است و
يك روز مي ميرد ......................
سياره ای كه خانه ي ماست
سياره اي كه آوايي ازدوردست به گوش
مي رسد ...سياره باد
سياره اي كه يك قطره شبنم سر انجام 
 اقيانوسي ميشود... سياره آب
سياره اي ميان ستاره هاي بيشمار...سياره ما

 

     دوستتون دارم و به خدای بزرگ می     سپارمتون

 



کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط نیلوفر در ۱۳۸٤/۱٢/۱۱

نظرات ()





 

    بــــــــــه نام خالق هفت رنگ رنگين کمان 

 

 

سلام به تمامی گل های خوش بويی که توی اين مدتی

که نتونستم بيام من رو تنها نذاشتندو با پيام های اميد

بخششون  به من حيات دوباره بخشيدند

 

   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دوست دارم برای همه دوستانی که برای من پيام

نوشتند اما به من اين افتخار دست نداد که بتونم  بهشون سر بزنم  پيامم رو خالصانه براشون بنويسم

 

عاطفه  جان  ممنون از متن قشنگی که برام  نوشته

بودی اومدم وبت اما از اون به بعد پيامی در يافت نکردم

هنوزم منتظرت هستم

 

فاطيما ی عزيزم ممنونم از آرزوی قشنگت و حضور گرمت

 

ايرسای قشنگم ممنونم از کمکی که بهم کردی راستش

منم دلم برات تنگ شده بو د

 

سيد عزيزم پيامت رو خوندم و قول می دم که هميشه

هميشه به خاطر بسپارم

 

کوثر مهربونم خوشحالم که برگشتی و متاسفم از اينکه

همون موقع نتونستم بيام پيشواز

 

مريم خانوم گلم  منم دلم برات تنگ شده بود اميدوارم

پيش امام رضا که رفتی برام دعا کرده باشی ممنون از

لطفت

 

لادن مهربونم  ممنون ازپيام قشنگت

 

سعيده جان من که خوبم فقط يه سرما خوردگی جزئی

دارم که خوب می شم  هيچ وقت فراموشت نمی کنم

دلم برات خيلی تنگ شد ه بود

 

و اما صادق خان آتش عزيز پيشی ملوس و علی آقا

ممنون از پيام هاتون

 

 

 

      همتون رو به خدای مهربون می سپارم     

 

 

 

 

 

 

 



کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط نیلوفر در ۱۳۸٤/۱٢/٥

نظرات ()





مطالب پیشین





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by nino7
This Themplate By Theme-Designer.Com

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss
طراح قالب

.:: About ::.

.:: Categories ::.

 

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
آزاد سرو
عاطفه جون
زینب جون
محدثه جون
شب بو

.:: Page ::.


.:: Authors ::.

نیلوفر

.:: Others ::.





.:: Archive ::.

آذر ٩٠
آبان ٩٠
شهریور ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
اسفند ۸۸
آذر ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
دی ۸٦
خرداد ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳